مریم مومن: «پدرم گفت میخواهد مادرم را تنبیه کند» / «روزی که زنگ زدم، عروسی پدرم با همسر جدیدش بود»
پس از سه ماه، به طور پنهانی گوشی مادرم را برداشتم و به پدرم زنگ زدم. صدای شادی و هلهله مراسم عروسی از آن طرف به گوش میرسید.
پس از سه ماه، به طور پنهانی گوشی مادرم را برداشتم و به پدرم زنگ زدم. صدای شادی و هلهله مراسم عروسی از آن طرف به گوش میرسید.